تبليغاتX
زیر آسمون آبی

 

سلامی دوباره به دوستان حالتون خوبه ؟ 

امیدوارم به خاطر تاخیرم منو ببخشید

پس از مدتی طولانی اومدم آپ کنم اینبار به علت تاخیر مطالب بیشترو متنوع تری براتون میزارم

عاشق

يه روز، یه پسر ساده و فقیری عاشق دختر پادشاه شد و ازروی سادگی خیلی راحت نزد دختر پادشاه رفت و به او گفت که عاشق اوست و می خواهد با او ازدواج کند. دختر پادشاه هم که او را در حدّ و اندازه ی خود نمی دید، از روی تمسخر به او گفت : به یک شرط با تو ازدواج می کنم و آن هم این است که یک ماه تمام را در قطب شمال بدون هیچ وسیله ی گرمایی زندگی کنی. پسر هم با خوشحالی به آن جا رفت و یک ماه را بدون هیچ وسیله ی گرمایی در آن جا گذراند. در این مدّت او با آتش و گرمای عشق خود بر سرمای قطب غلبه کرد و او پس از یک ماه زندگی در قطب نزد دختر پادشاه آمد، ولی دختر پادشاه با تمسخر فراوان او را از درگاه خودش راند. دل پسر جوان شکست و قلبش پاره پاره شد. سال ها گذشت تا این که دختر پادشاه به بیماری شدیدی دچار شد که نیاز به پیوند قلب داشت. پادشاه به مردم وعده داد که هر کس قلب خود را به دختر او اهدا کند، با این که خودش خواهد مرد، ولی پادشاه تا آخر عمر از خانواده اش محافظت خواهد کرد. ولی هیچ کس حاضر به این کار نشد جز آن پسر عاشق که بدون هیچ چشم داشتی به جایزه، برای این کار آماده شد. اما وقتی پزشکان قصد پیوند قلب او را داشتند با موردی عجیب مواجه شدند. آن ها دیدند که قلب پسر جوان پاره پاره است و نمی توانند آن را به دختر پادشاه پیوند بزنند. نتیجه آن شد که هیچ کس دیگر هم حاضر به این کار نشد و دختر پادشاه مرد. آری، قلب پسر جوان از همان حادثه تا آن لحظه هنوز پاره پاره باقی مانده بوده است.

 

 

با چند تا جوک چه طورید؟

تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله!تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!تركه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  تركه هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!عمليه شب جمعه‌ نشسته بوده تو حياط واسه خودش بساط ميزوني جور كرده بوده و تو حال بوده، كه يهو يك توپ از آسمون مياد ميزنه بساط منقل و وافورش رو به گند ميكشه. خلاصه بدبخت صاب وافور همينجوري هاج و واج نشسته بوده داشته به شانس گند خودش لعن و نفرين ميفرستاده، كه يهو صداي زنگ در بلند ميشه و حالا زنگ نزن كي زن! گ بزن! جناب عملي با هزار بدبختي، خودشو ميرسونه دم در، ميبينه پشت در يك بچه ده-يازده ساله واستاده، هي داد ميزنه: توپم...توپم! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه: اي بي ظرفيت! بابا خوب منم توپم... ديگه نميام كاسه كوزه مردم رو بهم بزنم كه!ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!تركه ميره قنادي، ميگه: ببخشيد كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو ميگه: نخير نداريم. فردا دوباره تركه مياد، ميپرسه: شرمنده، كيك هفتاد طبقه داريد؟ باز قناده ميگه: نخير نداريم. خلاصه يك هفته تمام هر روز كار تركه اين بوده كه بياد سراغ كيك هفتاد طبقه بگيره و قناده هم هرروز جواب ميداده كه نداريم. آخر هفته قناده &#! 1576;ا خودش ميگه: اين بابا كه مشتري پايس... بگذار يك كيك هفتاد طبقه براش بپزيم، يك پول خوبي هم شب جمعه‌اي بزنيم به جيب. خلاصه بدبخت قناد تمام پنج شنبه-جمعه رو ميگذاره يك كيك خوشگل هفتاد طبقه رديف ميكنه. شنبه اول صبح تركه مياد، ميپرسه: ببخشيد، كيك هفتاد طبقه داريد؟! يارو با لبخند بر لب ميگه: بعله كه داريم، خوبشم داريم! تركه ميگه: قربون دستت، 500 گرم از طبقة بيست چهار ! 5;ش به ما بده!پرچم عربستان رو به تركه نشون ميدن، ازش ميپرسن: اين پرچم كجاست؟ تركه يوخده فكر ميكنه، ميگه: پرچم اسپانيا! ملت جا ميخورن، ميگن: آخه چرا اسپانيا؟! تركه ميگه: ايلده خودتون نگاه كنيد، روش نوشته: الاله‌لاله‌لالا!- تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسي! 85; داره، باهم ميخوريم!  تركه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره  سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مردميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ.  سرهنگه ميگه: مي‌تونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب  رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست.  برميگرده به مرده مي گه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقده‌ايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت مي‌رفتم!به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و  تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد! از عربه نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره م! ;يگه: باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!8- تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه49- تركه سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم0- دو تا كرم آباداني تو روده يك بدبختي زندگي مي‌كردن، يك روز يكيشون بيدار ميشه، ميبينه دومي با كت شلوار و كروات و عينك آفتابي و كيف سامسونت داره آخر روده قدم ميرنه. .ازش  ميپرسه:  تيپ زدي،  با كسي قرار داري؟!  دومي ميگه:  نه ولك, با گ..  بعدي پرواز دارم به تركه ميگن: با «حيدر» جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون هي در زدم، هي در زدم، هيچكي درو باز نكرد. بهش ميگن: نه بابا، با «آقا حيدر» جمله بساز، ميگه: اومدم در خونتون، آقا! هي در زدم، هي در زدم، هيچكي در رو باز نكرد! به تركه ميگن: با «خرچنگ» جمله بساز، ميگه: كره خر چنگ نزن! به تركه ميگن: با «دوچرخه» جمله بساز. ميگه: بابا خسته شدم از بس كه جمله ساختم! به تركه ميگن: با «رادار» جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما راداره!! به تركه ميگن: با «ريلكس» جمله بساز. ميگه: رفتيم باغ‌وحش با گوريل عكس گرفتيم! به تركه ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز،‌ ميگه: زنبور خره، گاو منه! به تركه ميگن: با «ستيز» جمله بساز، ميگه: موبايل سِت ايز آف (mobile set is off)!!! به تركه ميگن: با «سوسن» جمله بساز. ميگه: من چلوكباب دوست دارم مخصوصا با سماق! به تركه ميگن: با «سي‌دي» جمله بساز، ميگه: چُسيدي! به تركه ميگن: با «سينا» جمله بساز. ميگه: با عباس‌اينا رفتيم بيرون! به تركه ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير مي‌خوري؟! به تركه ميگن: با «شيده» جمله بساز. ميگه: رفتم خونه ديدم بچه شاشيده! به تركه ميگن: با «شيشه» جمله بساز،‌ ميگه: ساعت يك ربع به شيشه! به تركه ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت مي‌كردم صدا قطع شد! به تركه ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم! به تركه ميگن: با «علي» جمله بساز. ميگه: صندلي به تركه ميگن: با «قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت. به تركه ميگن: با «كار و كوشش» جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ? به تركه ميگن: با «كشور» جمله بساز،‌ ميگه: با كش ور رفتم خورد به چشمم! به تركه ميگن: با «كوش» يك جمله بساز، گفت: شلوار من كوش؟ گفتند: اين كه نشد، «كوش به معني كوشش.» گفت: شلوار من كوشش؟ گفتند: بابا، «كوشش يعني كار.» گفت: خب از اول مي‌گفتين، شلوار كار من كوشش؟ به تركه ميگن: با «كيشميش» يك جمله بساز، گفت: من پسر عموش ميشم، تو كيشميشي؟ به تركه ميگن: با «گوهر» يك جمله بساز، گفت: توي گو، هر موقع به من ميرسي ميگي يه جمله بساز. به تركه ميگن: با «لجن» جمله بساز. ميگه: نميدونم چرا همه بچه‌محل‌ها با من لجن؟ به تركه ميگن: با «لوبيا» جمله بساز، ميگه: كوچولوبيا! به تركه ميگن: با «لوستر» جمله بساز،‌ ميگه: من 3 تا دختر دارم يكي از يكي لوس‌تر! به تركه ميگن: با «ماشين» جمله بساز. ميگه: چقدر خوبه كه شما بياييد همسايه ماشين! به تركه ميگن: با «مايلي كهن» جمله بساز، ميگه: مايلي كهنتو عوض كنم؟! به تركه ميگن: با «مترو» جمله بساز. ميگه: اصلا سوالتون غلطه! شما بايد بگين مترو ببر، مترو بيار، مترو بكش ولي متروچيه نداريم! به تركه ميگن: با «محمد دوعايه» (دروازه بان تيم فوتبال عربستان) يك جمله بساز، گفت: من يك آيه از قرآن حفظ كردم، محمد دوآيه به تركه ميگن: با «مناجات» يك جمله بساز، گفت: مونا جات رو بنداز بخواب. به تركه ميگن: با «مينا و تينا» جمله بساز. ميگه: مامانم اينا با باباتينا رفتن شمال! به تركه ميگن: با «مينا» جمله بساز. ميگه: با قاسم‌اينا رفتيم بيرون! به تركه ميگن: با «نجيب» جمله بساز. ميگه: يه شلوار خريدم نه جيب جلو داره نه جيب عقب! به تركه ميگن: با «نخ سوزن» جمله بساز، ميگه: اين بچه‌هاي تيم ملي واقعا زحمت مي‌كشند، نخسوزن علي دايي! به تركه ميگن: با «هندونه» جمله بساز. ميگه: هند اونه كه بغل پاكستانه! مامانه به دخترش ميگه: دخترم چرا تو حامله نميشي؟ دختره:نميدونم…………. حميد(تبليغ كاندوم تبرك)

بای تا های

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط ثمر | 
سلام

خوبین؟

وااااااااااای بلاخره امتحانا هم تموم شد

اینقد خسته شدییییییییم

یه جور میگم انگار چند تا امتحان بود

الان تو خونه بی کارم یعنی بی کار بی کارم نه شیطونی می کنم این شغل اولمه شغل دومم هم اذیت آبجیمه نمیدونین چقد اذیت میکنم جونش و به لبش اوردم جیغش در اومده

اون هنوز امتحان داره منم چون تموم شده امتحانام وقت بیشتری برا اذیت و شیطونی دارم

راستی شغل سومم هم بازم شیطونیه هاااااااا

خلاصه این روزا کار و بارمون حسابی توپه اخه میتونم تموم شدن امتحانا رو به رخ همه بکشم

از این به بعد بیشتر میام اینجا

مرسی از همتون

بای

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط ثمر | 
از اين رو به اون رو شدما (استاد تغيير قيافه)

سلام عزيزان

خوب هستين؟چه خبرا؟ چيكار ميكنين؟

اين دفعه با يه تيپ متفاوت اومدم و با يه عكس ديگه

چند روز پيش رفتم موهامو كوتاه كردم خوشگل شدم؟

تفاوت رو داشته باش

چند روز ديگه امتحانام تموم ميشه شايد بتونم بيشتر بيام اينجا

مرسي از همتون

باي

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 1:52 بعد از ظهر  توسط ثمر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام من ثمر هستم هفت سالمه گاهي اوقات شعر ميگم
اين وبلاگ رو هم براي دوستي با شما كوچولو هاي وبلاگ نويس ساختم
اميدوارم از اين وبلاگ خوشتون بياد
منتظر نظرهاتون هستم

نوشته های پیشین
مرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
پیوندها
علی اقا
داداش امیر
شیطونک کوچولو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان